X
تبلیغات
وبلاگ آواز به آدرس www.awaz.ir منتقل شده

جواد معروفی و بنان و گلهای رنگارنگ

استاد جواد معروفی در کنار شاگردش ساسان محبی جواد معروفی (۱۲۹۱- ۱۳۷۲) از نوازندگان برجسته پیانو در ایران و فرزند استاد موسی معروفی نوازنده تار بود.

جواد معروفی در تهران به دنیا آمد و    از شاگردان استاد علینقی وزیری بود. خالق تصنیف‌های زیادی در برنامه گلها در رادیو ایران بود.

از آثار وی در پیانو می‌‌توان از: فانتزی ژیلا، خوابهای طلایی، کوکو، و دستگاههای موسیقی ایرانی در پیانو نام برد. از شاگردان استاد می‌‌توان به انوشیروان روحانی ، اردشیر روحانی ، افلیا پرتو ، مهین زرین پنجه و ساسان محبی اشاره نمود.

از همکاری استاد جواد معروفی و بنان در گلهای رنگارنگ 2 تا را برگزیده ام که در ادامه خواهید دید.

 

 

----------

 

 

 

 

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 210-ب

 

خواننده:استاد بنان

گوینده:روشنک

آهنگساز:روح الله خالقی

نوازنده پیانو:استاد جواد معروفی

اشعار: شهریار،سعدی،عبدزاکانی

 

----------

کل برنامه 27 دقیقه است که میتوانید آن را به صورت فشرده یا عادی دانلود کنید

 

در ضمن پسورد فایل های فشرده www.awaz.blogfa.com است

 

نسخه عادی،حجم2.50 مگابایت(دانلود)

نسخه فشرده،حجم2.30 مگابایت(دانلود)

 

گوش کنید:

برای شروع روی دگمه  کلیک کنید و کمی صبر کنید.

 

 

 

----------

 

اشعار

 

گوینده:

 

ما در خلوت به روی غیر ببستیم

 

از همه باز آمدیم و با تو نشستیم

 

هر چه نه پیوند یار بود بریدیم

 

آنچه نه پیمان دوست بود شکستیم

 

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

 

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

 

یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند

 

هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

 

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری

 

گویم که سری دارم درباخته در پایی

 

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت

 

گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

 

----------

 

خواننده:

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

 

بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا

 

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

 

سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرابنان

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

 

من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا

 

نازنينا نازنينا

 

نازنينا ما به ناز تو جوانی داده ايم

 

ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا

 

وه كه با اين عمر های كوته بی اعتبار

 

اينهمه غافل شدن از چون منی شيدا چرا

 

----------

آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي كند

 

در شگفتم من  در شگفتم من

 

نمیپاشد زهم دنیا چرا دنیا چرا

 

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر

 

راه من ؟ اين يكی بي مونس و تنها چرا

 

بی مونس و تنها چرا تنها چرا

----------

 

چند خطی درباره چگونگی سرودن این شعر از سید محمد حسین بهجت(شهریار):

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی-شهریار

گفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار دربار بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان اين شعر را در بستر می‌سراید. این شعر بعدها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

 

----------

 

 

 

 

 

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 217-ب(کاروان)

 

خواننده:بنان

نوازنده پیانو:جواد معروفی

گوینده:روشنک

 

----------

این برنامه هم دقیقا مانند قبلی 27 دقیقه است که میتوانید آن را به صورت عادی یا فشرده دانلود کنید

 

نسخه عادی،حجم:2.07 مگابایت(دانلود)

نسخه فشرده،حجم1.80 مگابایت(دانلود)

 

گوش کنید:

 

 

 

----------

 

گوشه دیلمان گوشه دیلمان در آواز دشتی یکی از گوشه های زیبا است که در ابتدای این برنامه پس از نوازندگی هنرمندان به اجرا گذاشته میشود که آن را میتوانید به صورت مجزا دانلود کنید.

 

(دانلود)

 

گوش کنید:

 

 

 

----------

اشعار

 

گوشه دیلمان:

 

چنان در قید مهرت پایبندم

 

که گویی آهوی سر در کمندم

 

گهی بر درد بی درمان بگریم

 

گهی بر حال بی سامان بخندم

 

نه مجنونم که دل بردارم از دوست

 

مده گر عاقلی بیهوده پندم

 

----------

کاروان:

 

همه شب نالم چون نی كه غمی دارم

 

دل و جان بردی اما نشدی يارم

 

با ما بودی بی ما رفتی

 

چون بوی گل به كجا رفتی

 

تنها ماندم تنها رفتی

 

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رودجواد معروفی

 

دور از يارم خون می بارم

 

فتادم از پا به ناتوانی

 

اسير عشقم چنان كه دانی

 

رهائی از غم نمی توانم

 

تو چاره ای كن كه ميتوانی

 

گر ز دل برآرم آهی

 

آتش از دلم خيزد

 

چون ستاره از مژگانم

 

اشك آتشين ريزد

 

چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود

 

دور از يارم خون می بارم

 

نه حريفی تا با او غم دل گويم

 

نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم

 

ای شادی جان سرو روان

كز بر ما رفتی

 

از محفل ما چون دل ما

 

سوی كجا رفتي؟

 

تنها ماندم ، تنها رفتی

 

چو ن بوی گل به كجا رفتی؟

 

به كجائی غمگسار من

 

فغان زار من بشنو بازآ

 

از صبا حكايتی ز روزگار من بشنو

 

بازآ بازآ سوی رهی

 

چون روشنی از ديده ما رفتی

 

با قافله باد صبا رفتی

 

تنها ماندم ، تنها ماندم.....

در این باره بخوانید:

 

آخرین مطاحبه استاد جواد معروفی و تعداد زیادی دانلود از کارهایشان در وبلاگ تحریر

 

زندگی نامه استاد بنان و چند دانلود از ایشان در وبلاگ خودمان

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 22:12  توسط مهدی معتمد  |